خواستار دوستی با تو
همیشه در زندگی تنها بودم ، هیچ گاه دست با محبتی بسوی من دراز نشده ، هر گز نگاه پر مهر، مسیر زندگیم را عوض نکرده است، کلامی محبت آمیز امیدی در دلم نپرورانده است ، تا به امروز سرد و خاموش بودم ، مو جودی عاری از هرگونه محبت و دوستی ، ولی اکنون که سر راهم تو قرار گرفته ای هرگز نمی توانم به آن صورت باقی بمانم ، تو را دیدم سرچشمه محبت و عشق در جانم به وجود آمد .
حال این تو هستی که باید زندگی از دست رفته ام را به من باز گردانی .من خواستارم دوستی با تو هستم و در این راه تا پای جان خواهم کوشید ، گذشته ام را به امید آینده ای بهتر فراموش می کنم تا با دوستی تو زندگی سراسرعشق و محبت بیابم.
آیا تو حاضری این دوستی بیدریغ مرا بپذیری و زندگی تاریکم را بنور مهر و صفا روشنی بخشی.
آری من این دوستی را خوا ستارم.
برچسب:
نویسنده: sahdoon